گره به ابرو انداختن (اخم کردن)

To knit ones eyebrows. To frown

گره از مشکلی باز کردن

To unravel a complication. To unlock a door. To resolve / untangle a knotty problem

یک جای کار گره خورده است

There is a hitch somewhere

دهنه اسب را به درخت گره زد (بست)

He hitched the horse to a tree

گره شل شده است

The knot has come loose


ایران نما | inama منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

پخش عمده مانتو ارزان در تهران شرکت فرش نگین سیزان کاشان ???????????????? ???????????????????? دنیای فیلم سریال انجمن تخصصي متـــــــــــــــــــالورژي تخفیفان رمانهای اراد ارسین فانوس خیس